تامین خوراک به یک چالش برای فولادسازان تبدیل شد!

اخبار تاریخ انتشار : 23 آبان ماه 1400
اخبار آخرین بروزرسانی : 23 آبان ماه 1400
تامین خوراک به یک چالش برای فولادسازان تبدیل شد!

 

با توجه به اینکه این روزها تامین خوراک به یک چالش و نگرانی برای فولادسازان تبدیل شده است، برنامه‌های حاکمیت برای رساندن تولید فولاد به 55 میلیون تن در افق 1404، چنین چیزی قابل پیش‌بینی بود و مدیران کارخانجات فولادی و مدیران معادن بزرگ سنگ آهن و حتی دولت، باید تمهیدات و برنامه‌ریزی لازم را برای اکتشاف و بهره‌برداری از معادن سنگ آهن به منظور خوراک کارخانجات فولاد را از پیش اتخاذ می‌کردند.

اما متاسفانه نه سرعت دولت و حاکمیت به دلیل ضیق منابع مالی در امر اکتشاف خوب بود و نه منفعت‌طلبی و تفکر جزیره‌ای شرکت‌های بزرگ سنگ آهن و فولادسازان بزرگ کشور اجازه اتخاذ یک راهکار جامع و متشکل را در این خصوص می‌داد. نتیجه این شده است که بحران در حوالی کارخانجات فولاد پرسه می‌زند.

معادن بزرگ سنگ آهن نیز حتی از پس تامین خوراک کارخانجات فولاد خود بر نمی‌آیند و تمام هدفشان این است که تا جایی که می‌توانند سهمیه صادرات سنگ آهن خود را افزایش بدهند. تولیدکنندگان بخش خصوصی سنگ آهن نیز از طرح‌ها و ایده‌های درخشانی مانند اس ام ای ها و برنامه برای بهره‌برداری از معادن هماتیت سنگ آهن عقب‌نشینی کرد. با مهرداد اکبریان رئیس انجمن تولیدکنندگان سنگ آهن درباره این موضوعات گفتگو کردیم.

رئیس انجمن تولیدکنندگان سنگ آهن ایران در گفتگو با دنیای معدن درخصوص وضعیت بازار سنگ آهن ایران و تامین خوراک کارخانجات فولادی گفت: «در وهله اول باید به این سوال پاسخ داد که بضاعت سنگ آهن کشور چقدر است و چگونه می‌شود از تمام ذخایر سنگ آهن استفاده کرد و نیاز کارخانجات داخلی را پوشش داد.

بخش دوم نیز این است که راهکار کوتاه مدت برای تامین خوراک برای کارخانه‌ای مثل ذوب آهن که کمبود بار دارد چیست؟ اما در پاسخ هر دوی این سوالات من می‌گویم، ما در کلان به یک اراده بزرگ و جنبش معدنی نیاز داریم که از اکتشاف، استخراج و تجهیز ماشین‌آلات و صنایع معدنی و ... شروع شده و تا اعطای استقلال به بخش معدن کل کشور از سمت حاکمیت ادامه دارد. بخش معدن نیازمند است مانند سایر کسب و کارها و بنگاه‌های آزاد که سرمایه‌گذاری می‌کنند، تولید می‌کنند و می‌فروشند و ممکن است یک روز ضرر کنند و یک روز سود ببرند، آزاد و در نهایت تابع شرایط واقعی بازار باشد.

دولت باید این اجازه را بدهد و با دخالتهای پی در پی و محدودکننده و معلول‌کننده مثل سرکوب‌گری قیمت باعث نشود این مساله ابتر بماند. راهکار دیگر این است که با همین شرایط ظرفیت را بالا ببریم. به این منظور یکی از راحت‌ترین راه‌حل‌ها این است که شرکتهای بزرگ به دلیل اینکه صاحب سرمایه و ماشین‌آلات هستند و هم ارتباطات لازم برای واردات ماشین‌آلات دارند با معادن کوچک و متوسط جوینت شوند.

بدین شکل، سرمایه و ماشین‌آلات از شرکت‌های بزرگ است و معادن نیز در ازای آن سنگی که تولید می‌کنند را به شرکت‌های بزرگ می‌فروشند. این راهکار استفاده دو جانبه دارد؛ هم معدن راه می‌افتد و هم شرکتها صاحب مواد اولیه و خام می‌شوند.

چنین ارتباطی باید در قالب انعقاد قراردادهای میان‌مدت و بلندمدت مانند دو ساله، سه ساله و 5 ساله انجام و روال شود. حداقل دو سه قرارداد به عنوان الگو معرفی کنیم تا بقیه هم از آن پیروی کنند.»

اکبریان در ادامه با بیان اینکه کارخانجات فولادی‌ هم به دنبال چنین چیزی هستند، افزود: «همه مدیران شرکت‌های بزرگ نیز به این نتیجه رسیده‌اند و این روزها بدون هماهنگی تمام مدیران عامل شرکتهای بزرگ فولادی همه یک حرف را می‌زدند طوری که انگار از روی یک کتاب دارند می‌خوانند چون یک نیاز واحد و راهکار واحد است.»

مهسا زرینی
- نویسنده
من مهسا هستم، محتوا نویس شرکت آسرون. از دوران مدرسه علاقه زیادی به داستان‌ داشتم؛ تا اینکه تصمیم گرفتم شغلم به نویسندگی مرتبط باشه. اگر دوست دارید راجب من بیشتر بدونید، صفحه لینکدین من رو دنبال کنید.
ارسال نظر جدید